خرید بک لینک
نیلک آزادم که به هیچ قصه و شهر و کوچه‌ای، به هیچ زمانی برنگردم.. 1+1+1+1+70 فکر میکنم کلاه قرمزی امشب، غم گین ترین عروسک _دنیا_ است.. + تاريخ چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵ساعت 22:49 نويسنده الهه بیات | HoMe | EmaiL | ProFiLe |ArcHives | تیر ۱۳۹۷ بهمن ۱۳۹۶ مهر ۱۳۹۶ شهریور ۱۳۹۶ مرداد ۱۳۹۶ فروردین ۱۳۹۶ دی ۱۳۹۵ آبان ۱۳۹۵ شهریور ۱۳۹۵ مرداد ۱۳۹۵ تیر ۱۳۹۵ خرداد ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ فروردین ۱۳۹۵ اسفند ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۴ دی ۱۳۹۴ آذر ۱۳۹۴ آبان ۱۳۹۴ مهر ۱۳۹۴ مرداد ۱۳۹۴ تیر ۱۳۹۴ اسفند ۱۳۹۲ ب

برچسب: نویسنده: پارسا رجبی تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 19:15

پارسال سال بدی بود، خاله که مرد، گربه ها زاییدن را ابتدا کرده بودند، اما حیف که آنها هم نماندند و این برای دختری که تمام دوستانش تخیلاتی بیهوده نیستند، چاله ی بزرگی بود .. من حسابی تنها شدم و تمام تعطیلات عید را به این فکر کردم که داشتن شغل به این شلوغی، خواندن آن همه مزخرفات جامعه شناسی و نداشتن حتی یک دوست حقیقی؟ پ.ن: می دانی که من به اندازه ی عکس های پروفایل، خوب نیستم.. پ.ن2: سال نو مبارک دخترک روانی، به همراه تمام طلسمی جات و مخلفات باقی مانده ات .. پ.ن3: برفی جانم، دستای من رو نفهمیدی کی

برچسب: نویسنده: پارسا رجبی تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 19:15

بعد از مدت ها تمام در روز جاری رو خونه بودم، دو هفته ای بود که جمعه ها سر کار بودم و قبل اون و قبل تر از اون هم غالبا با دوستا الواتی میبودم! در زمان حاضر فرصت کردم خوب بخوابم، از خواب بیدار بشم و با موهای ژولیده و دست و روی نشسته ماکارونی بخورم، ماکارونی اوج دوست داشتن مادرم به منه، وقتایی که مثل حالا کم دیده باشمش! در روز جاری فرصت شد از خودم لذت ببرم، بایستم جلوی آینه و هی با موهام ور برم، ناخونامو لاک بزنم و از بلند شدن میلی متری شون کیفور بشم.. پر از افکار مثبت بودم، میدونم تا ماه دیگه این

برچسب: نویسنده: پارسا رجبی تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 19:15

این چند روز یکسره شاهین گوش دادم، شاهین، شاهین، شاهین، اون روزا که حالم خیلی بد بود هم یکسره شاهین گوش میدادم، یادمه یه آهنگه تو مخی داشتم گوش میدادم که وسط نمایشگاه بین هم همه ی آدما گم شدم، بهوش که اومدن بیمارستان بودم، چقدر اون تشنج لعنتی رو دوست داشتم، چقدر اون ماسک اکسیژن خوب بود، چقدر اون قرص ها مهربون بودن .. چقدر دوست داشتنی های من گم ان.. شبیه گربه ها که آوارشون کردم، آواره ای شدم که پیدا کردم محاله .. در هر صورت باید کمتر بخورم و کمتر کار کنم و بیشتر کتاب بخونم و بیشتر قلیون و مخلفات .

برچسب: نویسنده: پارسا رجبی تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 19:15

آدمهایی که حیوانات را دوست ندارند، مسلما کند ذهن و احمق و سخیف هستند، آنها اتفاقا احساسات و روابط سطحی بین آدمها را خوب می فهمند و در این روابط ماشینی و بده بستانی اتفاقا سود خوبی هم می کنند، اما رابطه با حیوان هوش و حواس بیشتری می خواهد، قدرت فهم و شعور بیشتر.. امتداد حال این روزها را نباید کشید، این روزها هجوم احساسات به جنون نزدیکم کرده، یک لحظه آن قدر تنفر در من می دود که زندگی حتی تا ساعتی بعد را عبس می کند و درست چند لحظه بعد آن قدر از صدای چیزهای مسخره در مغزم مست می شوم که گویی همین را ا

برچسب: نویسنده: پارسا رجبی تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 19:15

صفحه بندی